فصل چهارم

تلاشهای مشابه، نتایج مختلف - هند و چین

بعد از جنگ جهانی دوم، اغلب دولتها در کشورهای جهان سوم، با نیازها و چالشهای مشابهی برای مدرنیزه کردن صنایع و جوامع خود، شروع به برنامه ریزی برای رشد اقتصادی کردند. در دو پست قبل این بلاگ، با نگاهی به برنامۀ رشد اقتصادی که برای ایران دوران پهلوی طرح شده بود، دریافتیم که اگرچه آن برنامه بسیاری از اصول صنعتی و مدرن شدن را در بر داشت، برنامه ای بود که برای بهره برداری و قدرتمند شدن درصد کوچکی از جامعه، و محروم ماندن و عقب نگه داشته شدن اکثریت مردم ایران طرحریزی شده بود.

در این پست امیدوارم که، با بازگوئی قسمتهائی از چگونگی بوجود آمدن و پیاده شدن برنامه های پنج سالۀ رشد اقتصادی هند (در سی سال اول بعد از استقلال)، نمونۀ موفقی از برنامه ریزی برای پیشبرد اکثریت مردم یک کشور را عرضه کنم. برنامه ریزی متعهد دولت هند در سی سال اول بعد از استقلال 1948 (و قبل از سالهای  اقتصاد و تجارت آزاد)، تلاش آگاهانه ای از طرف دولت زمان هند بود برای حمایت و تشویق اکثریت مردم، گسترش امکانات و زیرساختها در اکثر نقاط کشور، و درگیر کردن اکثریت نیروی کار در پروسۀ تعلیم و آموزش مهارتهای مدرن، کارآفرینی و تولید ملی.

در این پست امیدوارم که نکات مفیدی در مورد برنامه ریزی موفق برای حمایت و تشویق اکثریت مردم و صنایع کشور را بیآموزیم.

 فرایند تکاملی بوجود آوردن قوانین اقتصادی – اجتماعی مدرن در هند - قوانین یکی از زیرساختهای نرم هستند که بوجود آوردن و ادامۀ سیستمها و تاسیسات مدرن در یک کشور را امکانپذیر میکنند. در این قسمت نگاهی میکنیم به روند تکاملی قوانین و سیاستهائی که زیربنای تشویق و حمایت اکثریت مردم هند در راه رشد و مدرنیزه کردن اقتصاد و جامعه شان بود. این سری از قوانین، به تدریج در سی سال اول بعد از استقلال (1977-1948) و برای پایه قانونی دادن به اجرای برنامه های پنج ساله رشد هند تدوین و به اجرا گذاشته شد.

- قبل از استقلال، دولت استعماری انگلیس هرگونه سد و مانعی را در مقابل پیشرفت صنایع  داخلی هند قرار داد. ولی عده ای از تجار سنتی و سرمایه داران بومی (جمشید تاتا، لالا سریرم، جی دی بیرلا و غیره) توانستند  که علارغم همه کارشکنیها استعمارگران تعدادی صنعت خودجوش و بومی را در هند پایه گذاری کنند.

- کمیسیون برنامه ریزی (هند)  (National Commission on Labor)- قبل از استقلال هند، در سال 1938 عده ای از صنعتگران و تحصیلکردگان و سیاستمداران هند پیش نویس طرح بوجود آمدن کمیسیون برنامه ریزی را فراهم کردند. (این کمیسیون هنوز یکی از نهادهای دولتی هند است که همچنان به تدوین برنامه های پنج ساله رشد هند فعالیت دارد.) در سال 1944 صنعتگران و اقتصاددانان هند، به طور مستقل، حداقل سه طرح رشد و پیشرفت برای هند تدوین و فرموله کردند. پس از استقلال هند در اواخر دهۀ 1940، هیئت برنامه ریزی طرح نهائی رشد هند را به تصویب رساند و نخست وزیر آن زمان هند، جواهر لعل نهرو در 15 مارس سال 1950 آنرا به دولت مستقل مرکزی عرضه کرد.
فکر میکنم جالب باشد که نگاهی به وظائف و عملکردهائی که برای کمیسیون برنامه ریزی تعیین شده بود بکنیم، چرا که این قدمهائی علمی هستند که عملی کردن یک قانون یا ایده را (برای رسیدن به اهداف آن) تحت نظارت دائمی قرار میدهند؛ از جمله اهداف برنامه های پنج سالۀ هند، بالا بردن سطح زندگی مردم، ترویج صنایع مدرن و کارآفرینی، بالا بردن و مدرنیزه کردن تحصیلات و مهارتهای مردمشان بعد از استعمار چهار صد ساله بود. از جمله وظائف و عملکردهائی کمیسیون برنامه ریزی:

1.      به منظور ارزیابی مواد، سرمایه و منابع انسانی کشور، از جمله پرسنل فنی و نیروی کار ماهر، و بررسی امکان بهبود کمبودها در رابطه با نیازهای کشور.

2.      تدوین و فرموله کردن یک برنامه برای بهره برداری موثر و متعادل (بالانس) از منابع کشور است.

3.      تعریف و مشخص کردن هر مرحله از برنامه، بر اساس اولویت، و پیشنهاد تخصیص منابع برای تکمیل کردن هر مرحله.

4.      مشخص کردن عواملی که گرایش به بتأخیر انداختن توسعه اقتصادی دارند.

5.      مشخص کردن شرایطی که وجود آنها برای اجرای موفقیت آمیز برنامه رشد لازم است.

6.      تعیین ماهیت ماشین آلات مورد نیاز برای تضمین اجرای موفقت آمیز برنامه رشد در تمام جنبه های آن.

7.      ارزیابی گاه بگاه پیشرفت و بدست آمده های برنامه در هر مرحله، و پیشنهاد تعدیل سیاست ها و اقدامات برای ادامه موفقیت آمیز طرح.

-  بلافاصله بعد از استقلال در سال 1946 دولت هند سیاست صنعتی خود را اعلام کرد و برنامه رشد صنعتی آینده هند را مشخص کرد.

-  در 1948 برای رسیدن به اهداف رشد، دولت مستقل هند صنایع را به چهار دسته تقسیم کرده: 1- صنایعی که تحت تسلط دولت بودند، مثل صنایع نظامی، انرژی اتمی و راه آهن، 2- صنایع پایه یا کلیدی، مثل ذغال سنگ، آهن و فولاد، هواپیماسازی، روغنهای معدنی، صنایع ساخت وسائل ارتباطی و غیره. دولت اعلام کرد که برای مدت 10 سال ساختارها و وسائل لازم برای توسعه، نو کردن و سریع کردنشان را تهیه خواهد کرد، و در آخر ده سال انتخاب ملی یا خصوصی کردن آنها را خواهد داشت. 3- هژده واحد از صنایع که در تحت کنترل دولتهای محلی خواهند بود. 4- بقیه صنایع کمابیش در تحت کنترل بخش خصوصی خواهند بود.

- بعد از 1948 هند قانون اساسی دمکراتیک خود را تصویب نمود و حقوق اصلی و آزادیهای بنیادی افراد را تضمین کرد.

-  در 1949 دولت هند سیاست دعوت سرمایه ی خارجی را مشخص کرده و هر گونه ترس صنعتگران و سرمایه داران بومی از غلبۀ سرمایه های عظیم خارجی، یا نگرانی که از فعالیتهای سرمایه های خارجی کاملاً جلوگیری خواهد شد را از بین برد.

- در سال 1951 دولت هند قانون پروراندن و کنترل صنایع را پیاده کرد. تحت این قانون دولت هند روی موارد زیر کنترل داشت: 1- کنترل روی تائید طرحهای داده شده در مورد محل، ظرفیت، ساختن و تولید کالاهای جدید و غیره؛ 2- کنترل روی تائید مقدار و مصرف ارز برای واردات، خرید ماشین آلات و کارخانه ها؛ 3- و کنترل روی تائید شرایط همکاریهای سرمایه های خارجی و شرکتهای چند ملیتی.

- در 1956 دولت هند یک سیاست صنعتی جدید اعلام کرد. بر طبق این سیاست صنایع به سه رده تقسیم شدند؛ (رده الف) تمام صنایع پایه و استراتژیکی در بخش دولتی قرار گرفتند، (رده ب) صنایع خصوصی ئی که با بخش دولتی میتوانستند مشترک باشند؛ (رده ث) صنایعی که برای پروراندن توسط بخش خصوصی اختصاص داده شده بود.

*- در سال 1956 سیاست صنعتی دولت برای اولین بار، نقش صنایع در مقیاس کوچک (کارآفرینان کوچک و متوسط و جانبی) را در پروراندن اقتصاد نقاط مختلف کشور تائید کرد. این قوانین اهمیت پخش منصفانۀ امکانات برای بدست آوردن درآمد و تحرّک موثر منابع طبیعی بین صنایع را تاکید کرد. در نتیجه این سیاست پروراندن صنایع جانبی یا همراه (ancillary - مثل تولید وسائل یدکی و پارت برای استفاده در کارخانه های اتومبیل) بومی و تاسیسات آنها در نزدیکی کارخانه جات بزرگ تاکید شد.

-  در 1964 کمیته نظارت بر شرکتهای منحصر کننده (موناپولی) تاسیس شد. کار این کمیته "نظارت و تحقیق در وجود و اثرات تمرکز قدرت اقتصادی (به جای وجود رقابت واقعی در بازار و بین صنایع) در دست شرکتهای خصوصی بود. در نتیجه پژوهشهای این کمیته قوانین مربوطه در سال 1969 بنا گذاشته شد.

- در سال 1969 برای تحقیق در کمبودهای روند جواز دادن صنعتی، دولت هند کمیته نظارت بر جوازدادن صنعتی را بوجود آورد. بعد از مطالعات، این هیئت گزارش داد که سیاست دادن جواز نتوانسته است جلوی تخصیص دادن ظرفیت (مونآپُلی) توسط واحدهای بزرگ را بگیرد؛ نتوانسته است انجام پروراندن صنایع را براساس قوانین صدور جواز تضمین کند؛ نتوانسته است جلوی سرمایه گذاری در صنایع غیر-الویت را بگیرد؛ و غیره. در 1969 قانون شرکتهای موناپولی و تجارتهای محدود شده به تصویب رسید و تعدادی محدودیتهای جدید روی جواز دادن به شرکتهای بزرگ گذاشته شد.

*-  در 1973 اصلاحیه ی تبادل ارز و کنترل سرمایه خارجی به تصویب رسید که تاثیر بزرگی در سرمایه گذاری خارجی هند داشت. براساس این اصلاحیه ارز خارجی مختص صنایع بخصوص و وارد کنندگان شد. شرکتهای خارجی اجازه سرمایه گذاری در بیش از 40% از دارائی خالص یا مایملک شرکتهای بومی را نداشتند. تنها بعضی از شرکتها (در قسمت تکنولوژی بالا و پیچیده) حق سرمایه گذاری خارجی تا 51% را داشتند. شرکتهای اسم برده شده در این اصلاحیه اجازه وارد شدن در بعضی صنایع، یا اجازه توسعه و تولید بعضی کالاهای جدید را نداشتند.

*-  در سال 1973 لیست صنایعی که شرکتهای بزرگ اجازه فعالیت در آنها را داشتند بیرون داده شد. این قانون برای حراست قدرت رقابت صنایع کوچکتر و تشویق آنها برای رشد کردن و نوآوری (تولید ارزش اضافه- تولید کالاهای کارخانه ای و برای صادرات) بود. در عین حال صنایع بزرگ تشویق شدند که در مناطق روستائی و دورافتاده کارخانه بزنند و در پروراندن اقتصادها، سرمایه ها و صنایع کوچک محلی بکوشند.

*- در سال 1977 (برنامه پنجم) اعلامیه ی سیاست صنعتی منتشر شد. تمرکز این اعلامیه روی تشویق موثر صنایع کوچک و بومی و توسعه ی وسیع آنها در مناطق دورافتاده و شهرهای کوچک بود. این قانون تاکید کرد که هرکالائی که توسط صنایع با مقیاس کوچک میتواند پرورانده و ساخته شود در شهرهای بزرگ ساخته نشود. ایده ی "مراکز صنعتی منطقه ای" برای اولین بار معرفی شد، و هر منطقه ای یکی از این مراکز را میبایست داشته باشد. این مراکز تمام خدمات حمایتی برای پروراندن کسبه ی کوچک را در اختیار آنها میگذاشتند. مثلا کارهای تحقیقی اقتصاد محلی، تهیه وسائل، ماشین آلات، منابع خام و دیگر امکانات، اعتبار مالی، کنترل کیفیت، پژوهش و توسعه. باضافه، واحد یا کسبه ی بسیار کوچک (با سرمایه زیر 100$) نیز معرفی شدند، و توجه بخصوص برای کمک به آنها داده شد.

به این ترتیب پنج تا از برنامه های پنج ساله رشد هند در طی سی سال اول (1979-1951) بعد از استقلال توسط به اجرا گذاشته شد. در پائین لیستهای کوچکی از مواد برنامه های پنج سالۀ رشد اقتصادی هند را بازگو میکنم. مقایسه عملکردها و قوانین حمایتی این برنامه ها با برنامه های پنج ساله رشد اقتصادی که توسط  گروه محمد رضا شاه پهلوی و مشاورین چند ملیتی او در آن زمان به اجرا گذاشته شد (1977-1948) شاید بتواند به ما آموزشهائی بدهد.

 

برنامه های پنج سالۀ رشد اقتصادی هند - یکی از زیبائیهای برنامه های پنج سالۀ هند طرح و ساختن زیربناهای لازم برای اجرای برنامه های رشدی صنعتی-کشاورزی (پروراندن منابع طبیعیبرنامه های تعلیم و آموزش مردم و پروراندن منابع انسانی (در مسیرهای موازی با پرورش صنایع) در مناطق مختلف کشورش بود. این استراتژی دوراندیشانه به کشور اجازه داد که در دهه های 1980 و 1990 نیروی کاری ماهر لازم برای گرداندن صنایع آمادۀ برداشتش را در اختیار داشته باشد.

اولین برنامه پنج ساله هند (۱۹۵۱-۱۹۵۶) -   بهبود خودکقائی در موارد احتیاجات اولیه، مثل خوراک، بهداشت، بالا بردن سطح زندگی عمومی تمرکز این برنامه بود. حدود نیمی از بودجۀ برنامه مختص به ساختن زیربناهای کشاورزی شد. نیم دیگر در مسیرهای موازی پروراندن منابع انسانی و صنعتی بودجه صرف ساختن زیربناهای خدماتی، علمی و صنعتی کشور شد. دولتهای ایالتی (منطقه ای) هند نقش فعال در اجرای تمام بخشهای این برنامه داشتند. بودجه برنامه اول ۲۰۶۹ کرور تعیین شد (هر کرور حدود 215,000$ دلار است):

آبیاری و سوخت (۲۷.۲%)، کشاورزی و رشد مناطق محلی (۱۷.۴%)، توانبخشی زمین و خاک (۴.۱%)، ترابری و ارتباطات (۲۴%)، صنعت (۸.۴%)، خدمات اجتماعی (۱۶.۶۴%)، و ۲.۵% برای بقیه خدمات و قسمتها.

-          پروژههای آبیاری بسیاری در سراسر هند شروع و یا به انجام رسید، از جمله سدهای عظیم هیراکود و باکارا، و متور.

-          * پنج واحد "موسسه فنآوری هند" (Indian Institute of Technology - IIT) بعنوان موسسات عمده ی فنی و تکنولوژی در ایالتهای مختلف شروع به کار کردند.

-          "هیئت کمک هزینه ی دانشجوئی" (The University Grant Commission) برای تخصیص بودجه و ترویج آموزش عالی در کشو برقرار شد.

-          برای توانبخشی و پروراندن مهارتهای کارگران کشاورزی بی زمین، گامهای مهمی برداشت. نهادهای مختلف تعاونی کشاورزی بودجه و کمکهای مالی گرفتند و این کارگران را در روشهای بهتر و کشاورزی آموزش دادند و سیستمهای جدیدی به تجربه و آزمایش گذاشتند. فعالیتهای حفاظت از خاک نیز از توجه زیادی برخوردار شد.

-          زیربناهای پست و تلگراف، خدمات راه آهن، جاده های جدید، حمل و نقل و خدمات هوایی عمومی ساخته و ترویج داده شد.

-          اقدامات مهمی برای رشد صنایع در مقیاس کوچک شروع شد.

-          قرارداد ساختن پنج کارخانه ذوب آهن (در سه ایالت مختلف) به امضائ رسید که همه با موفقیت در اواسط دومین برنامه پنج ساله به اتمام رسیدند.

در پایان اولین برنامه پنج ساله هند موفق بود. هدف رشد سالانه ۲.۱% بود، ولی ۳.۶% کسب شد، و درآمد سرانه افراد و ذخایر ارزی بالا رفت. برنامه اول در مسیر از زمین بلند کردن مردم بیسواد، گرسنه و بدون مهارت هند قدمهای زیربنائی مهمی برداشت. آمار آخر پنج سال نشان داد که تولید کشاورزی زیاد شد و تولید خالص داخلی ۱۵% بالا رفت و ازدیاد درآمد سرانه مشخص بود. با همکاری سازمان بهداشت جهانی، بهداشت عمومی بالا رفت و مرگ و میر کودکان پائین رفت.

دومین برنامه پنج ساله هند (۱۹۶۱-۱۹۵۶) -  بودجۀ تعیین شده برای این برنامه بین بخشهای انرژی و آبیاری، خدمات اجتماعی، ارتباطات و ترابری و غیره تقسیم شد.

برنامه دوم روی صنعت، به ویژه صنعت سنگین متمرکز شد. تولید داخلی محصولات صنعتی، بخصوص برای گسترش بخش دولتی تشویق شد. این طرح بر پایه ی مدل توسعۀ اقتصادی بنام "ماهالونوبیس" (Mahalanobis Model) گذاشته شده بود. این مدل توسعه اقتصادی توسط یک استاد آمار هندی بنام پراسانتا چاندرا ماهالونوبیس در سال 1953 ابداع شده بود. این الگو اقدام به تعیین تخصیص بهینه سرمایه گذاری بین بخش های تولیدی، به منظور به حداکثر رساندن رشد اقتصادی بلند مدت بود. این مدل از جدیدیترین تکنیک های شایع روز (آن زمان) در تحقیق و عملیات بهینه سازی (techniques of operations research and optimization) و همچنین برنامه های کاربردی ابداعی آماری در "موسسه آمار هند" (Indian Statistical Institute) استفاده کرد. فرضیه ی اصلی این طرح "اقتصاد بسته پنج ساله با واردات سنگین (سرمایه ای) صنعتی بعنوان بخش اصلی فعالیتهای تجاری"، بود. بدست آمده های مهم برنامه ی دوم:

-          پروژه های برق آبی؛

-          پنج کارخانه تولید فولاد در Bhilai، Durgapur و Rourkela  ؛

-          افزایش تولید زغال سنگ؛

-          ازدیاد خطوط راه آهن، بیشتر در ایالتهای شمال شرق.

-          * در سال 1957 یک جستجوی سراسری برای پیدا کردن استعدادهای جوان هندی برای تحصیل در انرژی هسته ای آغاز شد و بودجه کمک هزینه های تحصیلی لازم برای آن تخصیص یافت.

-          کمیسیون انرژی اتمی (Atomic Energy Commission) در سال 1958 تشکیل شد

-          موسسه تحقیقات بنیادی تاتا (The Tata Institute of Fundamental Research) تاسیس شد.

هدف رشد دومین برنامه رشد اقتصادی در هند 4.5 درصد بود و 4.0٪ بدست آمد.

سومین برنامه پنج ساله هند (۱۹۶۱-۱۹۶۶)

جنگ کوتاه چین و هند در سال 1962 تمرکز برنامه را به صنایع دفاع منتقل کرد. بعد، جنگ هند و پاکستان در سال 1965-1966 باعث بی توجهی و خشکسالی بسیار شدید در سال 1965 شد، که بدنبال خود تورم آورده، و دولت سیاستهای ثبات قیمت ها را پیاده کرد. به این دلیل برنامه سوم روی بخش کشاورزی و بهبود در تولید گندم و خوراک تمرکز کرد.  از بدست آورده های دیگر برنامه سوم:

تعداد زیادی کارخانه های کود و سمنت ساخته شدند.

ایالت پنجاب مقدار زیادی گندم تولید کرد.

تعاد زیادی مدارس ابتدائی در روستاها ساخته شدند.

ساخت سدها ادامه پیدا کرد.

* برای آوردن دموکراسی و مسئولیت به سطح توده مردم: انتخابات "پنجایات" (انتخابات در سطح دولت روستائی، محلی و منطقه ای) آغاز شد، و به ایالتها مسئولیت بیشتری برای توسعه داده شد؛

مسئولیت آموزش و پرورش متوسطه و عالی به ایالات داده شد؛

شرکت های حمل و نقل ایالتی تشکیل شدند، و ساختن جادههای محلی مسئولیت دولت ایالتی شد.

هدف برنامه سوم برای رشد 5.6 درصد بود، و رشد 2.4٪ بدست آمد.

چهارمین برنامه پنج ساله هند (۱۹۶۹-۱۹۷۴) – در طی برنامه چهارم، خانم ایندیرا گاندی، نخست وزیر هند، ۱۴ بانک عمده هند را ملی اعلام کرد.

"انقلاب سبز" کشاورزی هند را پیش برد و در نتیجه آن هند در زمینه خوراک (برای بیشتر از یک دهه) خودکفا شد.

جنگها و اختلافات مرزی با پاکستان و جنگ آزادیبخش بنگلادش مقدار زیادی از بودجه تخصیص یافته برای برنامه های اقتصادی را جذب کردند، و هند آزمایش هسته ای زیرزمینی موفقی، در جواب به حرکت کشتیهای جنگی آمریکا به خلیج بنگال، انجام داد.

هدف رشد ۵.۷% بود و ۳.۳۰% بدست آمد.

 پنجمین برنامه پنج ساله هند (۱۹۷۴-۱۹۷۹ ) – در طی این برنامه تولید نیرو و گسترش برق بصورت قانون درآمد و دولت مشغول تولید و پخش نیروی برق شد.

سیستم سراسری راههای کشور معرفی شد. باضافه جاده های زیادی، بدلیل افزایش ترافیک، عریض شدند.

جهانگردی گسترش داده شد.

هدف رشد ۴.۴% بود و ۵% بدست آمد.

ششمین برنامه پنج ساله هند (۱۹۸۰-۱۹۸۵) – در این مقطع هند آماده کم کردن حراستها و حمایتهای اقتصادی از صنعتگران بومی بود. کنترل قیمتها برداشته شد، ادارات جیره بندی و سهمیه بسته شد، این باعث بالا رفتن هزینه زندگی شد. تنظیم خانواده تشویق شد تا جلوی ازدیاد بیشتر جمعیت گرفته شود. هدف رشد اقتصادی برای ۵.۲% گذاشته شده بود و ۵.۴% دست یافته شد.

آمادگی هند برای رقابت جهانی -  در آخر دهه ی 1970، برنامه پنجم (فقط سی سال بعد از استقلال) هند دومین قدرت اقتصادی، بعد از چین در کل منطقه آسیا و اقیانوس آرام بود. ولی رد دهۀ 1980، اول ژاپن و بعد دیگر سنگین وزنان آسیائی از هند پیشی گرفتند. علارغم همه مشکلات و کمبودها و کوتاهیها، در طی برنامه های رشد پنج ساله، در سی سال اول بعد از استقلال هند توانست که پایه های سالمی برای بوجود آوردن یک طبقه متوسط عظیم را بریزد.

اگرچه از دهۀ 80 و 90 به بعد (بعد از گرفتن وام از بانکهای بین المللی و عضویت در سازمان تجارت جهانی) رشد اقتصاد هند در مسیر متفاوتی افتاد، ولی این طبقۀ متوسط عظیم که در سه دهۀ بعد از استقلال پایه ریزی شده بودند، امروزه برابر با کل جمعیت اروپا است. صندوق بین المللی پول، در چشم انداز اقتصادی جهانی خود گفت که هند، روسیه و چین نسبتا از آشفتگی اقتصادی جهان عایق هستند چون آنها بر روی بازار تقاضای عظیم داخلی خود تکیه میکنند.

 

ابزارهای تشویقی-حمایتی برنامه های رشد هند در سه دهۀ بعد از استقلال - برنامه های پنج سالۀ رشد اقتصادی هند مجموعۀ پیچیده ای از ابزارهای قانونی و فعالیتهای مختلف بودند. این ابزارها را بازسازی منابع انسانی و صنایع هند را هموار کردند. گسترش این ابزارها به مناطق مختلف کشور باعث پخش شدن امکانات () برای بالا بردن سواد فنّی و تحصیلات عالی، برای افزایش صنایع و کسبها توسط کارآفرینان هندی، و پایه گذاری طبقۀ متوسط و توانای عظیم در سه دهه بعد از استقلال شد. برای آسان کردن جذب این قوانین و فعالیتها، من آنها را به 11 رده مختلف تقسیم کرده ام.

1 - ابزار وارداتی برای همۀ بخشها: گمرک، تعرفه ها و غیره. برای ساختن و پیشبردن صنایع داخلی اش، در این زمنیه هند یک سیاست دو شاخه ای را پیش برد، از یکطرف کارخانه داران و سرمایه گذاران داخلی را به تولید برای ارضاء بازار تقاضا داخلی اش تشویق کرد، و از طرف دیگر از سیاستهای وارداتی، گمرکی و مالیاتی برای محدود کردن واردات استفاده کرد. به این ترتیب:

-          چون ارز برای خرید اجناس وارداتی کم بود ورود اجناس مصرفی و بسیاری از کالاهای صنعتی محدود شد تا تولید داخلی تشویق شود.

-          برای حدود چهل سال بعد از استقلال (یعنی تا سال ۱۹۹۱) سیاست واردات شامل قطع ورود بعضی از کالاها، کنترل ورود بعضی دیگر، بالا بردن گمرک ورودی دیگر کالاها (در بعضی از موارد تا ۲۰۰-۳۰۰%). ولی گمرک واردات مواد طبیعی اولیه و اجزائ یدکی و ماشین آلات پائین آورده شد تا بخش تولید کالاهای صنعتی داخلی تقویت شود. این باعث شد که علاوه بر تولید داخلی، کارخانه داران هندی تشویق شدند که پارت و اجزاء مختلف وارد کرده و کالاهای نهائی را خود بسازند یا سرهم کنند. به این ترتیب هزاران (شاید میلیونها) صنایع و کارخانه های نوزاد داخلی (اعم از مصرفی یا صنعتی) جان گرفته و کالاهای آنها توسط بازار داخلی تقویت و حمایت شدند. قیمت بسیاری از کالاهای داخلی در مقایسه با واردات ارزانتر شد، و بازارهای داخلی برای فروش تولیدات داخلی محافظت شدند.

-          کارخانه داران و صنعتگران داخلی تشویق به همکاری با  سرمایه داران، صنعتگران و متخصصین خارجی و وارد کردن مهارتها و فناوری شدند تا اجناس و وسائل مصرفی و صنعتی مورد احتیاج مردم و مور نیاز صنعت در داخل کشور و بدست تولید کنندگان و صنعتگران بومی تولید شوند. در اول کالاهائی که توسط کارخانه ها و صنایع هندی ساخته میشد دارای کیفیت خوبی نبودند. ولی بعد از چند سال کارخانه ها و تولیدکنندگان داخلی تجربه و مهارتهای لازم را کسب کرده و کالاهائی با کیفتی قابل رقابت با کالاهای خارجی تولید میکردند.

-          یک جنبش و تلاش مداوم و همه گیر در جهت هرچه بهتر کردن کیفیت کالا در بین صنعتگران و کارخانه داران به جریان افتاد و فضائی پر امید در سطح جامعه حکمفرما بود.

-          سیاستهای وارداتی برای ارضاء دو گروه از وارد کنندگان بود، 1-  مصرف کنندگان واردات صنعتی (مثل کارخانه داران و کاسبهانی که محصولات برای کارشان وارد میکردند)، و 2- تجار متفرقه سنتی. به مصرف کنندگان واردات صنعتی اولویت داده شده بودند. ولی بعضی از مواد و ماشین آلات که نادر بودند از طریق ارگانهای دولتی وارد شده و بین صنایع داخلی توزیع میشدند.

-          * یکی از گروههائی که دولت وقت هند رویش تمرکز کرد تجار سنتی و بومی بودند. دولت هند از چند جهت تجار سنتی را حمایت و تشویق کرد. سیاستهای حراستی وارداتی در موازات تشویق تجار داخلی برای وارد کردن کالاهای صنعتی و همکاری با صنعتگران، نهایتا بسیاری از تجار سنتی هند (در همکاری با کارخانه داران دیگر یا مستقلاً) به کارخانه دار و تولید کننده صنعتی تبدیل شدند. (چیزی که در قرون 18 و 19 در اروپا و بعد در آمریکا و ژاپن و دیگر کشورهای در حال پیشرفت اتفاق افتاد.)

-          حفاظت صنایع داخلی از هجوم واردات رقابتی خارجی باعث افزایش و تنوع تولید توسط صنایع  داخلی شد. بازار تقاضای داخلی آمادگی خرید کالاها تولید شده داخلی را داشت، چون بسیازی از مردم در شهرها و روستاها مشغول کار و دارای درآمد بودند.

2 -  ابزار حمایتی-تشویقی برای صنایع کوچک – اقدامات تشویقی برای تشویق رشد صنایع کوچک توسط دولت مرکزی و دولتهای ایالتی در سراسر کشور پیاده شد. از جمله:

  • ساختن پارکهای صنعتی و دیگر ساختارهای آماده با فضا و مکان برای کار و کارگاه این تاسیسات با شرایط بسیار سهل در اختیار کارآفرینان قرار داده شد.
  • در اختیار گذاشتن امکانات بانکی و مالی با شرایط سهل و نرخ پائین وامهای کاری و تضمین اعتبار از طریق بانکهای بازرگانی و شرکتهای مالی در ایالتها.
  • در دسترس گذاشتن مواد خام کمیاب بومی یا وارداتی از طریق سهمیه.
  • تدارک و دردسترس قرار دادن تسهیلات و امکانات آموزشی و "تریینینگ" فنّی و فناوری و غیره.
  • سوبسید و معافیت برای برق.
  • کمک در تهیه و خرید دارائیهای ثابت برای شروع کار از طریق در اختیار گذاشتن دستگاهها و ماشینهای وارداتی براساس سیستم "اجاره-خرید".
  • همکاری و دستیاری برای بازاریابی محلی و صادرات.
  • مشوقهای مخصوص برای شروع صنعت و کارخانه در مناطق دورافتاده.
  • مالیات غیرمستقیم با شرایط آسان.
  • دادن امتیاز تولید انحصاری بعضی از کالاها به بخش کسبهای کوچک.
  • تاسیس ارگانها و سازمانهای خدماتی و آموزشی دولتی (مرکزی و محلی) برای کمک کردن و پاسخگوئی به احتیاجات صنایع و کسبهای کوچک.
  • ترجیح خرید توسط دولت از کارگاههای کوچک و پرداخت 15% بیشتر.

این سیاستها نشاندهندۀ تعهد و درک دولت وقت از اهمیت نقش کسبها و صنایع کوچک و متوسط بومی در پیشبرد موارد بسیاری بود، مثل بوجود آوردن یک قشر متوسط با مهارتهای متنوع، ایجاد شغل برای اکثریت، قدرتمند کردن اکثریت مردم برای تولید درآمد برای خود، بالا بردن سطح زندگی در کشور، بسیج کردن و پروراندن منابع انسانی و دیگر منابع کشور.

3 – ابزار حمایتی-تشویقی برای تاسیس صنایع سنگین و تولید کالاهای سرمایه ای - بخش کارخانه ای برای رشد اقتصادی یک کشور بسیار محوری است چون: 1-  چه مستقیم و چه غیر مستقیم، تولید کار میکند؛ 2- ایجاد ارزش اضافه و تولید کالا و محصولات نو کرده، به پیشبرد فنآوری و گسترش آن در سطح عموم و تقویت صادرات کمک میکند، 3- به دلیل تولید مالیات و تعرفه های گمرکی به خزانۀ دولت اضافه میکند. 4- صنایع بزرگ باعث تولید صنایع و کالاهای جانبی و خدمات غیر-پایه میشوند. دولت هند، برای همکاری با سرمایه داران بومی، دستگاهها، تکنولوژی و مهارتهای مختلف برای راه انداختن صنایع سنگین را وارد کرد و در اختیار آنها قرار داد. در نتیجۀ این سرمایه داران داخلی تشویق شده در ساختن کالاهای کاپیتال در داخل هند موفقیتهای چشمگیری بدست آوردند. این فعالیتها به پیشبرد تنوع و تحرک در صنایع داخلی هند کمک زیادی کرد. در دهۀ 1970 جامعۀ هند وسیعترین و متنوعترین پایۀ صنعتی-کارخانه ای را در دنیا داشت.

4 -  ابزار مشروط کردن سرمایه گذاری مستقیم خارجی  برای پیشبرد اهداف آموزشی، رشد صنعتی، مدرن کردن اقتصاد و غیره، دولت هند همکاری با شرکتهای خارجی و وارد کردن سرمایه و فناوری خارجی را تشویق کرد. در سی سال اول بعد از انقلاب، انواع واردات تکنیکی و ماشینآلات و شرکتهای خارجی در هند مشغول کار بودند. در عین حال، سران دولت و برنامه ریزان رشد هند با عمق و وسعت قدرت مالی – فنآوری و شبکه های نفوذی شرکتهای بزرگ غربی آشنا بودند. آنها میدانستند که در صورت اجازه دادن و حفاظت نکردن از صنعتگران و سرمایه داران و تجار داخلی، شرکتهای خارجی بآسانی قادر به تسخیر و تصرف یا خریدن صنایع داخلی خواهند بود. به این دلیل برای حفاظت مدیریت و مالکیت صنایع بومی، سرمایه گذاری مستقیم خارجی (Foreign Direct Investment - FDI) در صنایع و کسبهای داخلی و بومی به 40% محدود شد. این یکی از قوانین محوری ئی بود که تولید کنندگان و شرکتهای جوان و کم تجربه ی داخلی را از تهاجم و تصاحب توسط شرکتهای عظیم خارجی در این دورۀ محافظت کرد.

در نتیجه سیاست محدود کردن سرمایه گذاری مستقیم خارجیان به ۴۰%، قراردادهای همکاری، تجارت و مبادله که با شرکتهای خارجی بسته شده بود طوری نوشته شد که، 1- اکثریت مدیریت و مالکیت در دست هندیها باقی ماند، این دست مالکین بومی را آزاد گذاشت که سفارشها و احتیاجاتشان را به شرکتها و صنغتگران بومی بدهند و در نتیجه تقویت و ازدیاد صنایع جانبی، دانش فنی و اقتصاد محلی را تقویت و حمایت شد، و 2- مشاورین و مهندسین خارجی در هند ملزم به تعلیم کارشناسان و کارکنان محلی بودند. این سیاست دورانیشانه باعث انتقال و ترویج تکنولوژی نو به انواع مختلف حرفه و قشرهای مختلف مردم در هند شد. به گفته ای دیگر، تجار و کاسبکاران، سرمایه داران، کارشناسان، صنعتگران، مهندسین، پژوهشگران، مدیران و مسئولین هندی امکان یاد گرفتن، درگیر شدن و پیشبرد مهارتها و فناوری جدید و بومیساز صنعت و اقتصاد نو پیدا کردند.

5 – ابزار تشویقی- حمایتی مالی برای استفادۀ اکثریت مردم:  از سال  1989 تا 1948 برای ساختن و توسعه ی زیربناهای صنعتی-اقتصادی، دولت مرکزی وقت یک سری بانکهای رشد تاسیس کرد با دو هدف اصلی، یکی دادن وام و سرمایه گذاری میانه و طولانی مدت عموماً برای پروژه های بزرگ بومی، و دوم برای رشد صنایع در مقیاس کوچک بومی.

کورپوریشن مالی صنعتی هند (Industrial Finance Corporation of India (IFCI) (1948)،

کورپوریشن صنعتی اعتبار و سرمایه هند

(Industrial Credit and Investment Corporation of India (ICICI) (1955)،

کورپوریشن رشد صنعتی هند

Industrial Development Bank of India (IDBI) (1964)

کورپوریشن بازسازی صنعتی هند

Industrial Reconstruction Corporation of India (1971)

واحد تراست هند

Unit Trust of India (UTI) (1963)

کورپوریشن بیمه زندگی هند Life Insurance Corporation of India (LIC) (1956) .

باضافه برای کمک به پیشقدمان یا کارآفرینان و کسبه ی کوچک پارلمان هند در 1951 قانون تاسیس "شرکتهای گروهی مالی" در تمام ایالاتهای هند را تصویب کرد، باضافه "شرکت گروهی ملی صنایع کوچک" در مرکز و "بانک رشد صنایع کوچک هند" نیز تاسیس شد.

 6 – ابزار سیستمهای زیربنائی برای گسترش اقتصاد مدرن و کار بین اکثریت مردم –  در سه دهۀ بعد از استقلال دولت هند سرمایه گذاریهای عظیم و پروژههای بسیار موفّقی در ساختن مراکز تولید و توزیع انرژی (انرژی اتمی و برق و پروژههای برق رسانی به اقصانقاط هند وغیره)، ساختن جادهها، وسائل ارتباطی، ساختن بندرهای مجهز. ساختن پارکهای وسیع صنعتی (که مجهز به آب و برق، ساختارهای ساختمانی، انواع جاده و پل و غیره و وسائل ارتباطی بودند)، برای کشف نفت و ساختن پالایشگاههای صنعت نفت و گاز، برای تاسیس صنایع هوا-فضا (که در دهۀ 1970 شکوفا شدند) انجام داد. وقتیکه زیربنای های اقتصادی ساخته شدند، دولت هند توانست سرمایه داران و صنعتگران جدید را تشویق به تاسیس کسب و کار و کارخانه و کارگاه در مراکز عقب افتاده بکنند، و در نتیجه صنعت و تولید به مراکز عقب افتاده برده شد. 

انقلاب سبز در کشاورزی - هند دهۀ 1960

7 – ابزار پروراندن مناطق عقب افتاده -   قبل از استقلال، اکثر کارخانه جات موجود در مراکز بندری هند، مثلا کلکته، بمبئی، و چنای استقرار داشتند. بعد از انقلاب پخش شدن شبکه های زیربنائی در ایالات دیگر، مراکز جدید صنعت، اقتصاد و کار در هند بوجود آمد. پونه، حیدرآباد، فریدآباد از جمله مراکز جدید بودند. دولتهای مرکزی و ایالتی هند عمدا روی برنامه های تشویقی و حمایتی برای ساختن صنایع در مناطق عقب افتاده اصرار کردند. مثلاً دولت مرکزی 25% سوبسید سرمایه برای تاسیس صنایع در استانهای عقب افتاده تعیین کرد. دولتهای ایالتی انواع مشوقها و معافیتهای مالیاتی، گمرکی، سوبسید برق و انرژی، وامهای ارزان، زمین و ساختارها و ساختمانهای آماده برای بهره برداری و دیگر امکانات رشد را در اختیار افراد و گروههائی که مایل به شروع صنایع در مناطق عقب افتاده بودند تخصیص دادند. در نتجه کارافزائی در مناطق عقب افتاده بسیاری از مردم در نقاط غیر مرکزی درگیر پروسۀ پیشرفت شدند.

8  - ابزار آموزش اکثریت در مهارتهای جدید –  برای تعلیم یک نیروی کار خبره، که جوابگوی احتیاجات مختلف یک سیستم صنعتی-اقتصادی نو مدرن و در حال رشد لازم است. در صورت نبودن نیروی کار ماهر رشد متوقف شده یا صنایع بومی توانائی بهره برداری را نخواهد داشت (اتفاقی که در ایران دوران پهلوی افتاد). بدلیل درک درست این اصل، رهبران هند در یک مسیر موازی با برنامه های سرمایه گذاری در صنعت، تعداد بسیار زیادی "موسسه های آموزشی صنعتی" (Industrial Training Institutes) را برای تعلیم عموم علاقمندان در بنا کردند. مثلاً مراکز بزرگی تحت عناوین "موسسه فناوری هند،" "موسسه مدیریت" و "دانشکده مهندسی" (Indian Institutes of Technology, Management Institutes and Engineering Colleges) برای آموزش افراد در رتبه های آموزش عالی در مدیریت جدید و مهارتهای صنعتی را تاسیس کردند. در این دوره بود که یکی از سیاستمداران هند تائید کرد که "جوانان ما با سرعت زیادی خبرگیها و آموزشهای لازم را کسب کرده اند و در نتیجه ما هیچ گونه کمبودی در این زمینه برای جوابگوئی به احتیاجات صنعتیمان نداریم."

* 9 -  ابزار الزامی کردن تحقیقات علمی برای آینده سازی – تحقیقات علمی برای حمایت از ادامه و رشد سالم صنایع، بهداشت، کشاورزی، مدیریت، خدمات اجتماعی و دیگر فعالیتهای جامعه  نقش آینده ساز دارد. در سه دهۀ بعد از استقلال دولت هند 48 "لابراتوار ملی" (National Laboratories) در ایالتهای مختلف تاسیس کرد که در رشته های تحقیقی و کاربردی شیمی، فیزیک، الکترونیک، گیاه شناسی مادی (نگهدارنده استاندارد و وزنها و اندازهها)، فضا-زمین، فلز شناسی، سوخت، فناوری، خوراک، ساختمانی، سمشناسی، محیط زیست، جغرافیا، مهندسی ساختاری و غیره تخصیص داشتند. با گذشت زمان این موسسات تحقیقی نقش بزرگی در کشف، ابداع و پیشبرد تعداد زیادی پروسه ها و متدهای جدید را داشتند، و توسط صنایع هند مورد استفاده و بهره برداری قرار گرفتند. مثلاً تکنولوژی و صنایع هوا-فضا و دو انقلاب سبز و سفید و صنایع نفت را تاسیس، ابداع و براه انداختند.  (این لینک تعداد از لابراتوارهای ملی را لیست میکند: http://www.currentgk.com/india/miscellaneous/national_laboratories.html

*10-  ابزار تقویت و حمایت بخش کشاورزی - انقلاب سبز و انقلاب سفید:  در نتیجه انقلاب سبز هند در زمینه خوراک در دهۀ 1960 خودکفا شد و نوانست جمعیت بیش از یک میلیاردی خود را بدون احتیاج به واردات غذائی تغذیه کند. انقلاب سفید:  با آموزش متدهای جدید مدیریت و تکنولوژی در زمینه ی دامداری و تولید شیر، دهقانان یک شبکه (گرید) سرتاسری تولید و مصرف شیر بوجود آوردند که در نتیجه آن نه تنها سود بیشتری به تولید کنندگان و دامداران کوچک شیر میرسید، بلکه در اثر "سیل شیر" که در دسترس همگان قرار گرفت قحطی و خشکسالی ئ که سالانه هند با آن مواجه بود نیز تحت کنترل در آمد (درصد بالائی از جمعیت هند گیاهخوار هستند و شیر یکی از منابع مهم پروتئین برای آنها است.)

11  - نقش رهبری صنایع دولتی بعنوان ابزار محوری بازسازی جامعه:  در سالهای 1948 تا 1950 و دهۀ بعد دولت مرکزی هند نقش اصلی برنامه ریزی برای رشد صنعتی بسیاری از زیربناها را داشت.

متاسفانه بعد از قبول شروط وامهای بین المللی در دهۀ 1980 و عضویت در سازمان جهانی تجارت در دهۀ 1990، هند ملزم شد که اکثر قریب به اتفاق اصول "مردمی" برنامۀ رشد اقتصادیش را از میان بردارد. و با برداشتن حمایتها و حراستهای دولتی و آزاد کردن اقتصاد و تجارتش (در زمانیکه کسبه و صنایع بومیش هنوز آمادگی کامل برای رقابت با شرکتهای عظیم و قدرتمند چند ملیتی را نداشتند) باعث صدمات، و در واقع برعکس شدن روند پیشرفت قشر بزرگی از مردمش، از اواخر دهۀ 1990 به بعد شد. این مقوله را در پست بعدی بیشتر باز خواهم کرد. در پسب بعد در مورد چین و برخورد با تدبیر او با سازمانها و فشارهای بین المللی نیز بحث مختصری خواهم داشت؛ و بالاخره، در فصل ششم مرور مفصلتری در مورد بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی و عملکردهای آنها در جهان سوم  برایتان خواهم آورد.

http://money.cnn.com/news/economy/world_economies_gdp/ 

GDP 2013

(پیشنهاد میکنم، اگر مایل بودید، ربط ما چیست؟ 4# را مرور کنید. در این مقاله اطلاعاتی در مورد سیاستهای کشورهای پیشرفته برای حمایت و حراست از اکثریت مردم و کسبهای خود، با  استفاده وسیع و همه گونه از سوبسیدها و دیگر ابزار در تمام بخشهای اقتصادی و اجتماعی برای شما آورده ام:
ربط ما چیست؟ ۴- تولید ملی و کار-افزائی در یک جامعه مستلزم وجود بازار تقاضا برای کالا و سرویس، برای مدرک و خبرگی افراد آن جامعه است!   اگر اکثر احتیاجاتمان را از طریق خرید واردات یا کنترات کردن به خارجیها رفع میکنیم، تعجبی نیست که تحصیلکرده ها، کارشناسان، کارگران و سرمایه داران داخلیمان نه تنها بیکار مانده، به سرمایه شان اضافه نمیشود یا در اداره ها زندگیشان را بسر میآورند ، بلکه موقعیت دست و پنجه نرم کردن در دنیای تجربه و عمل را هم پیدا نخواهند کرد.

درجائیکه تمام یا بیشتر نیاز و درخواست بازار تقاضای محلی و داخلی کشور هفتاد و چند میلیونی ما توسط واردات ارضاء میشوند، و منابع کشور بصورت خام یا تولید ابتدائی صادر میشوند، نه تنها کاری برای ما نمانده که انجام بدهیم و ربطی برای اکثریت ما نخواهد بود، بلکه امکان تولید ملی، مدیریت و حل کردن مشکلات خود، پیشرفت و درآمد خوب داشتن هم از دست اکثریت افراد مملکتمان خارج شده و به افراد، مدیران و شرکتهای سازنده و تولید کننده آن واردات داده میشود! ...
(مقاله در بلاگفا - ربط ما چیست؟ 4#  فصل چهارم- http://soheylashakerine.blogfa.com/post-23.aspx