دیگه چقدر جونهامون و پولهامون رو بدیم... بسه دیگه... چندین قرن که کارمون همینه- از صفوی و قاجار و پهلوی و همه کارمون همین بوده، بسه دیگه! همه شروعهای زیبای مثبت ناتمام مونده یا گره خورده شدند... و خون ما ریخت و پول ما رفت و اشک و فریاد و شعارهامون رو نتونستیم تبدیل به درمانی برای دردهامون بکنیم... الللللو الللو...

شکایت به این و اون کردن چقدر؟ وااااای... باید گزینه های دیگری برای خودمون بیآفرینیم- گزینه های عملی صنعتی تولیدی باید قوی بشیم، ماهر بشیم، احتیاجمون به وابستگی رو کم کنیم، باید راههای جدیدی رو یاد بگیریم... ما حتی نتونستیم خوراک خودمون رو برای خودمون تهیه کنیم...

همه دنیا جون دادن و پول دادن و دائم شکایت کردنمون رو نشانه ضعف و ضعیف بودن و ناتوانائیمان در خلق کردن گزینه های نو و حل کردن مشکلات خودمون میبینند! دیگه مثل هزار سال پیش، این کارها نشانه فداکاری و دست توجیب داشتن و قدرتمند بودن نیست، بخدا نیست!

اونهائیکه بهومن میگن هست دروغ میگن، شیک و پیک با لبهای خندان توی چشمامون نگاه میکنند و اون پائین دستشون تو جیبمونه برای ساختن زندگی خودشون... همه دنیا، داخلی و خارجی این رو میدونند، روشون رو میکنند اونور و به تهدیدها و گرفتن جون و پولمون و لبخند زدن ادامه میدن... بله عکسها و ویدیوها و سخنرانیهامون رو هم گاهی پخش میکنند (که بازهم رسانه هاشون بیشتر معروف بشن)...

...بله خوش نیتهائی هم وجود دارند و اونها هم یک مکثی میکنند و بعد باید برن دنبال زندگی خودشون... و ما همچنان خوراک خودمون رو هم وارد میکنیم...

و این واقعیت زندگی ما در تمام این سالها بوده- ای باببباببابه بابا... خفه شددددییییم... اااااه. باید رهمون رو عوض کنیم... راههای جدیدی یاد بگیریم و گزینه های دیگری برای خودمون بیآفرینیم بیآفرینیم... فرد فرد آستینها رو بالا بزنیم و به اقدامات مثبت و سازنده... …

همه ما خوبیم… همه ما تلاش را ادامه میدهیم… همه ما با همیم… پشت همدیگر رو داریم با همه زیبائیهای تفاوتهامون… قدم به قدم … مورد به مورد… دست به دست… با هم موفق میشویم!
یا علی مدد!